کارگران کوره های آجرپزی به قدر جان کندن زندگی می کنند
|
از صورتش فقط دو تا چشم پيدا است. سر و صورت را با دستمال و روسري چنان پوشانده که از غبار خاک و ماسه معلق در امان باشد. خشت هاي خام را که زير آفتاب خشک شده، رديف به رديف جمع مي کند و روي هم مي چيند تا نوبت پخت شان برسد. پوست دستش را لمس مي کنم. مثل پوسته خشت هاي ناپخته يي که روي زمين مي چيند پرترک و زمخت است. يک ماه است که عروس شده، دو هفته است که از تايباد به تهران آمده و يک هفته است که در کوره آجرپزي کار مي کند. هر روز، دو نوبت؛ 6 صبح تا 12 ظهر، 3 بعدازظهر تا 7 غروب. «خانه پدرم که بودم کار نمي کردم. مي خوردم و مي خوابيدم. شوهرم گفت که بايد کار کنم چون زندگي نمي چرخد.» |
ادامه مطلب



شاخص اصولگرا که سابقه نمايندگی و مديريت داشتند به عنوان کانديدا حضور داشتند اما مردم برعکس به کانديداهايی راي دادند که خط فکری آنان با اصولگرايان هيچ نزديکی نداشت. اين تجربه برای نيروهای طرفين بود که با اين محک ميزان محبوبيت خود را در بين مردم بسنجند. نتيجه انتخابات اما نشان داد که حتماً در بين نيروهايی که از فيلتر شورای نگهبان گذر کرده اند باز هم مردم به کسانی راي دادند که منتقد دولت بوده و در تراکت ها، نوارها و سی دی هاي تبليغاتی سخنان و نطق های خود را که با لحنی انتقادی نسبت به سياست های دولت بود به عنوان اقدامی تبليغاتی پخش می کردند.



برآیندی است از مشاهدات و تجربیات و اندیشهوری



\" الإسراء/١٠٩. 





